اشعار سیاسی
تو منتظری رشوه در ایران رود از یاد؟ آخوند ز قانون و ز عدلیه شود شاد؟
اسلام ز رمال و ز مرشد شود آزاد؟ یکدفعه بگو مرده شود زنده و آباد!
چو نا کس به ده کدخدایی کند کشاورز باید گدایی کند
اگر مایه ی زندگی بندگیست دوصد باره مردن به از زندگیست
خراب مملکت از دست دزد خانگی است
ز دست غیر چه نالیم ؟ هرچه هست از ماست
نابود باد ظلم چو ضحاک ماردوش
تا بود و هست کاوه ی حداد زنده باد
+ نوشته شده در یکشنبه هفتم فروردین ۱۳۹۰ ساعت 18:30 توسط مدیریت وبلاگ
|