با سلام خدمت تمامی دوستان و دانشجویان محترم دانشگاه فردوسی و حالا چون رو وبلاگ هم میره بهتره بگم تمام خوانندگان محترم و دوستداران و منتقدان عزیزمجموعه صحو . عرض تبریک و تسلیت هم به مناسبت شادی ها و هم غم ها چه در گذشته ، در حال و چه در اینده ، خب اینطوری دیگه همه رو گفتم . راستی باز همین اول بگم رسمی و غیر رسمی نداریم ، جون خودتون به خاطر افعال و به حساب دوست داره خودشو صمیمی نشون بده و از این حرفا دیگه کاری نداشته باشین ، همینجا قول میدم هر چی بگین قبوله .

یه خاطره کوچیک از مطلب قبلی بگم ، چون اخه هر موقع صحو مینویسه دوستان میان و یه حرفایی میگن ، وقتی مطلب " و اما جهاد اقتصادی " نسخه پنجم چاپ شد ، یکی از دوستان گفت : که خوبه و حالا فکر میکنی دیگه پژوهشگر و روشنفکری و بعدش تازه یک دوست دیگه که همون کنارا بود گفت ، خب اره دیگه همینه اینا خودشون رو پژوهشگر میدونن که وضعه ما اینه ، البته اخر شب بود و خواب زده بود به سرش این حرفا رو میزد و اگر هم میخواستم بحث کنم ، به هدفمون ( خودش اگه اینو بخونه الان می فهمه ) نمیرسیدیم ، اخه من واقعا دوست داشتم بریم ، که البته رفتیم . خب از بحث دور شدیم ، بله ما نه پژوهشگریم و نه روشنفکر ، در کل ارادتمند دوستانیم و شاگردی میکنیم و اگر شاگرد خطایی کرد استاد باید به بزرگی خودش ببخشه و اساتید ما شما خوانندگان محترم هستید که با نقد دلسوزانه خودتان ما رو هدایت و راهنمایی می کنید .

خب از چی بگم ؛ اها از روز ارتباطات ، مطلبه خوبی از اب در میاد ، انسان هر چی داره از همین ارتباطاته و خیر و شر ادمی هم در ایجاد ارتباطات رقم میخوره و امروزه به زعم پیشرفت در همین ارتباطاته که دیگه نمیشه حقایق بر کسی پوشیده باشه و نمیتونیم از حقیقت فرار کنیم ولی میتونیم اونو انکار کنیم که کار بسیار ناپسندیه و من می خوام از همه دوستان و خوانندگان و اونایی که این نشریه رو نمی خونن و اما براش شاهنامه می خونن بخوام که بیان و با ایجاد ارتباطی مبتنی بر انسانیت ، منطق ، ازاد اندیشی و عزت ، بین هم از هر گونه هجو و هیاهو جلوگیری کنند و منش انسانیت رو که همان منش ایرانیان باستان و کوروشی است که مدعی بود با ایجاد ارتباط مبتنی بر انسانیت توانست بابل را بدون خونریزی فتح کند و منش اسلام که امر به معروف را مقدم میداند و مشورت را گرامی ، در پیشه بگیریم.

خب اینم روز شماری از روز ارتباطات :

در17 مه 1865 ميلادي "اتحاديه تلگرافي بين المللي" در پاريس تشكيل شد. ازآن تاريخ به بعد نام اين اتحاديه دستخوش تحول شد و سرانجام در 30 اكتبر 1906 ميلادي در كنفرانس "اتحاديه تلگرافي بين الملل" تصميم گرفته شد كه "اتحاديه راديو و تلگرافي بين الملل" نيز تشكيل شود. در 9دسامبر سال 1932 ميلادي به موجب "عهدنامه مادريد" با وحدت دو اتحاديه ياد شده فوق، "اتحاديه بين المللي ارتباطات دور" شروع به كار كرد. در واقع روز جهاني ارتباطات يادآور تأسيس اين اتحاديه ها براي پيشرفت ارتباطات است.

دیدید این روز هم با دوستی و اتحاد بین اون بالایی ها شکل گرفته . نمی دونم می خوام از ارتباطات بنویسم ، ولی صفحه کیبورد یه چیزه دیگه چاپ میکنه ، تقصیر کیبورد نیست کار ذهنه ،نه ، شاید هم ، حال و هواشه که داره میاد ، ایستگاه هواشناسی یه خبر رو داره اعلام میکنه ، تو این ذهنه نداشتم ، داره میگه توده سنگین اراده مردمی ، همراه با امواج خروشان عزت ملت ، از اقیانوس بیکران به نام شجاعت ایرانیان ، همراه با ابرهایی باران زا به رنگ سرخ شهادت از سمته سرزمینه حماسه ساز ، افتخار و حادثه ، سرزمین خرداد ماه ، در حال نزدیک شدنه و الان که شما این متن رو میخونید بهتون رسیده .

اره می خوام موضوع رو عوض کنم ، میخوام از خرداد بگم ، ماهی که هیچ وقت فراموش نمیشه و پر از خاطرات خوب و بد برای ایران و انقلابه . خب پس حالا باید اینجوری تایپ کنم ، صدای کلیدها بدجوری میزنه به گوشم ، داره میگه یه چیزی ننویسی که بزنن تو گوشت ، نه خیالت راحت باشه ما از همون اول قول دادیم که نذاریم دسته نازنینه کسی به خاطر این کیبورد به صورت ناهموارمون بخوره و می خوایم فقط واقعیت رو بگیم ، اره داره صدا میاد ، تق تق تق رو صفحه مانیتور حک شد خرداد ... .

کی ان ؟ چی ان ؟ این خردادی ها ؛اهل تنّوع ، واقعاْ باهوش ، سريع‌الانتقال ،پايدار ، عاشق كارهاي فكري ، كنجكاو ، پرانرژي ، معاشرتي ، خواهان وفاداري ، داراي قدرت فكري زياد ، آدم شناس ، منطقي ، عاشق حركت ، متنفّر از تقلّب ، قابل انعطاف ، عاشق مطالعه ، ماجراجو و بي ثبات ، قابل تطبيق با هر محيط ، پي به اسرار مي‌برد ، نا آرام ، در جستجوي مطالب جديد ، واقعاْ با سليقه و ... زدیم به طالعه بینی عجب حالی داره این کار .

اینا ویژگی هاشون بود البته فقط خوبی هاشون رو گفتم ، زیاد مغرور نشن .

بازم مقدمه طولانی شد ، اصلا چرا خودم ، خودم رو خراب میکنم ، اینا مقدمه نبود خودش بود . می خوام گذری داشته باشم به حوادث خرداد ماه و شما رو با خودم همراه کنم ، پس بریم ... ( از اینجا به بعد رسمی میشیم ، البته یه مقدار ، افکارتون رو مرتب کنید ).

وقتي روند شكل گيري حوادث رو در ايران دنبال مي‌كنيم به نقاط جالب توجه‌اي بر مي خوريم . جاي شگفتي داره كه يك ماه از ماه هاي شمسي در تاريخ ايران اينقدر تاثير گذاري داشته باشه.

اره، خردادماه ؛ ماه مردمه و آنچه در تمام این روزها رخ داد ظهور اراده ملتی بود كه با همه وجود خواستار حاكمیت مردم بر سرنوشت و استقرار نظام مردم‌سالار بر پایه آموزه‌های دینی و مطالبات تاریخی خود بودن .

از 15 خرداد 1342 تا 14 خرداد 1367 ! از 2خرداد 1376 تا 22 خرداد 1388 و بسياري ديگه از تاريخ هايي كه نقطه مشتركشون خرداد است.

از تصادف‌هاى شگفت‌آور، اینه كه قيام ميرزا كوچك‌خان جنگلى در پنجاه سال قبل تقريباً، كه يك قيام اسلامى و مردمى بود، در خرداد واقع شده . همچنين درگيرى غم‌انگيز ميان اسرائيل و اعراب در سال 1346، كه مصادف با 1967 مسيحیه، در خرداد واقع شده .

نزدیک به نیم قرنه خرداد ماه، ماه شکوفه زدن درخت استقامت و آزادگی به شمار میاد . درختی که شاید اولین جوانه اش در نیمه‌ی خرداد 1342 به ثمر نشست؛ در حالی‌که کور دلان پنداشته بودن کشتار، این نهال نوپا رو از پا خواهد انداخت. خون شهدای این واقعه نهال استقامت رو در دل سربازان ایران زمین که آن روزها هنوز در قنداقه بودند، دواند.

اگر خرداد آیت‌الله سعیدی، بخارایی، امانی، صفارهرندی، نیک نژاد و چمران را بر خاک شهادت نشوند، از این سو جوانان غیور وطنمان را میوه‌ی خون این شهیدان قرار داد تا با خون ایشان معامله‌ی "سَبْعَ سَنَابِلَ فِی کُلِّ سُنبُلَةٍ مِّئَةُ حَبَّةٍ" کرده باشد.

ماه خرداد ماه خاطره‌هاست؛ نيمه‌ى خرداد 1342، نيمه‌ى خرداد 1354 كه حادثه‌ى خونين مدرسه‌ى فيضيه براى دومين بار پيش آمد و خرداد های دیگه .

 و یاد این گفته ی حجة الاسلام سیدمحمد خاتمی، در آستانه روز دوم خرداد، که میزبان جمعی از اساتید دانشگاه‌ها بود افتادم :
«در میان موجودات این آدمی است كه صاحب تاریخ است و تاریخ را دوره ها و حتی لحظه‌هایی می‌سازند كه نقش سرنوشت‌ساز و جهت‌دهنده در حیات معنوی و مادی و سیاسی و اجتماعی یك قوم و ملت دارند و در مرحله اخیر تاریخ ایران عزیز ، خردادماه در دوره‌های مختلف چنین نقشی داشته است و اگر بخواهیم توصیفی كوتاه از خرداد به دست بدهیم باید آن را تجلی‌گاه ایمان، اراده، فداكاری، ستم‌سوزی، استبدادستیزی و عدالتخواهی ملت ایران بنامیم. خرداد و حوادث پس از آن گرچه هزینه فراوان داشت از جمله به بند كشیدن و بعد تبعید رهبر والاقدر انقلاب و نیز به زندان افكندن و شكنجه و اعدام فرزندان دلیر این ملت؛ ولی فایده‌اش استحكام روزافزون ایمان دینی و عزم ملی برای رهایی بود، امری كه سبب شد تلخی‌های دوران دراز و پرمشقت مبارزه با شیرینی پیروزی در 22 بهمن جبران شود.»

بله درسته ، ولی اینجا یه مورد به زیبایی داره خودش رو نشون میده و اونم نقش ملت و مردم و اتحاد و برابری اونا . مردمی که با اراده و تقدیم خون خودشون دفاع مقدس رو رقم زدند ، دفاع مقدسی که به خردادش افتخار میکنه .

 اری سوم خرداد هم یكی از روزهای نمادین و بزرگه؛ روزی كه بار دیگر عزم فرزندان 15 خرداد در برابر ائتلاف قدرت‌های فزون‌طلب در حمایت از رژیم متجاوز سابق عراق معجزه كرد و با بازپس‌گیری خرمشهر قهرمان سرفصل شكوهمندی را بر پیروزی‌های پیاپی گشود تا عاقبت بی‌آنكه ذره‌ای از خاك میهن از دست بره  بر جنگ خانمان‌سوز نقطه پایان نهاد و اقتدار ملت بزرگ و آزاد و عزم او را بر پاسداری از ایران عزیز، تمامیت ارضی و استقلال و پیشرفت به نمایش بذاره .

اینجا هم مردم بودن که با تقدیمه جانهاشون به این ملت و مملکت عزت دادن ، دیگه رد پایی از حزب و جریان و تشکل نبود ، دیگه اصول گرا نبود ، اصلاح طلب نبود ، احمدی نژاد ،موسوی ، هاشمی ، کروبی ، نبود . اراده بود و عشق به وطن ، عشق به اسلام و ایران ، عشق به اقا امام زمان و فرمان امام ، سند خرمشهر بر خاک ایران با خون مهر و امضاء شد با خون جوانان و پدران ایرانی ، با خون ناموس و عصمت ایرانی ، اونجا ، هم وطن تو گوش هم وطن نزد ، اونجا مسابقه بود بر سر اینکه کی زودتر فدای هم وطن بشه ، اونجا جوونا برا اهداف و عده کشی های سیاسی و ... خونشون ریخته نشد ، اونجا مهد ارمان و انسانیت بود . بله اونجا دانشجوها از دانشگاشون میزدن برای رفتن به خط مقدم مبارزه با دشمن اجنبی نه اینکه دانشجو رو، یه دانشجو هم وطن خراب کنه و از تخریب هم خوشحال باشن ، اونجا دانشجو ها و جوونا برا دشمن غیر ایرانیشون فریاد رشادت و مبارزه سر می دادن نه اینکه خودشون رو دشمن هم بنامن و به روی هم که هم وطنن فریاد بکشن . بابا اونجا اگه یکی هم ایراد داشت میومدن خیلی مردونه تو روش میگفتن ، نه اینکه بیان پشت سرش بگن ، تازه بگن کاش که راستشو بگن ، ولی همونو هم دروغ میگن .

نمی دونم چرا یاد شعر دختر شهید محمد ناصر ناصری در کنگره سرداران شهید (دیگه نمی دونم جاشو) ، افتادم ؛ اون موقع که خطاب به پدر شهیدش میگفت : اری من میدانم / که چرا غمگین است / علت تاخیرش من فقط میدانم / اخر ان موقع ها حرف قران و خدا و دین بود / کربلا بود و هزاران عاشق / همه ی مسئولین چون رجایی و بهشتی بودن / حرف یک رنگی بود / ظاهر و باطن افراد ز هم فرق نداشت /  ..... اما حالا : خط کج ، گشته هنر / بی هنرها همگی خوب و هنرمند شدن / در مجالس و سخنرانی ها / جای زیبای شهیدان خالیست / یا اگر هست از ان بوی ریا می اید / سرقت مال عمومی هنر است / حرف از رابطه با امریکاست .

اره اون دختر با تمام کوچیکیش فهمید ، که اون موقع ها همه یک رنگ بودن و یک صدا ، همه ایرانی بودن . مسئولین و مردم تو یک خط قرار داشتن و ... دیگه داره طولانی میشه .

 اره می خوام بازم بگم ، از روزای خرداد ، بزار از 14 خرداد بگم  و باز هم از گفته های حجة الاسلام سیدمحمد خاتمی :«14 خرداد، روز تلخ وداع مردم با رهبر بزرگواری بود كه او را مظهر ایمان، اراده و عزت خود یافته بودند؛ رهبری كه كشتی انقلاب را همراه این مردم به ساحل جمهوری اسلامی نشانده بود تا در آن حق و حرمت و رای مردم در كنار دینداری و پایبندی به موازین اسلامی و اخلاقی پاس داشته شود. 14 خرداد، روز رحلت رهبری بود كه قریب ربع قرن دم از حرمت و آزادی مردم و عدل علوی و استقلال و پیشرفت میهن زده بود و قریب به 11 سال هدایت جامعه را در بحرانی‌ترین دوره‌ها به عهده گرفته بود و شگفت اینكه با وجود تنگناهایی كه لازمه یك جامعه انقلابی است و یكی از آنها جنگ 8 ساله و امواج سهمگین ترور و توطئه بود، بدرقه ملت از استقبال او در 12 بهمن گسترده‌تر و باشكوه‌تر بود و عاطفه دینی و ملی كه اینبار به صورت اشك و آه بروز كرده بود از فریاد شادی بهنگام استقبال گرم‌تر و گیراتر بود.»
به عقیده ایشان، مردم با این عمل علم خود را در پاسداری از عزت و آبرویی كه در پرتو انقلاب به دست آورده بودن و حق و حرمتی كه در جمهوری اسلامی به رسمیت شناخته شده بود نشان دادن . حالا می خوام به یکی از صحنه های بازی سیاست که به این روز ، رنگ و لعاب دیگه ای داده یک اشاره بکنم ، از 14 خرداد 89 می خوام بگم . دو تا خبر رو داشته باشین خب به این که از کجا هستن و ... من کاری ندارم ، می خوام تحلیلشو بدم به خوانندگان ، گفتم به اساتید عزیزم . و اما خبر :

((سایت خبری عصر ایران یادداشتی شفاهی از عماد افروغ درباره حوادث روز 14 خرداد ماه منتشر کرد.متن کامل این یادداشت به این شرح است:

حادثه ای که هنگام سخنرانی سید حسن خمینی در حرم امام رخ داد ، مرا به یاد  نماز جمعه شیراز در سال 1363 می اندازد و من فکر می کنم که بهترین فردی که حس و حال آقای حاج سید حسن خمینی را می فهمد  آقای حائری شیرازی امام جمعه وقت شیراز است .
در آن زمان هم عده ای به اصطلاح طرفدار آیت الله منتظری تلاش کردند که نماز جمعه را به اغتشاش بکشانند و با پرتاب دمپایی و حتی مهر مانع ایراد خطبه از سوی آقای حائری شوند .
واقعه شیراز بسیار دردناک بود . من هم آن موقع واکنش نشان دادم و به هر حال تلاش کردم به سهم خودم جلوی حادثه را بگیرم .
صحبت آقای حائری حکایت از این نکته داشت که نبایستی  حرمت نماز جمعه شکسته شود . نبایستی حرمت مسجد شکسته شود و ایشان خیلی کوتاه دو خطبه را ایراد کرد و بعد به هر حال به نماز ایستاد .
آن زمان آن تعداد کم ( که بعد هم به راه افتادند و از مسجد خارج شدند ) ، شناسایی شدند و تا آنجایی که امکان پذیر بود با آنها برخورد شد. بنده اگر بخواهم برخورد خطی و جناحی بکنم باید بگویم کار آنها ناپسند بود اما کار اینها که به اصطلاح در خط مقابل آیت الله منتظری هستند در حادثه 14 خرداد 1389 صواب بود .
اما اگر بخواهیم برخورد منصفانه و عادلانه داشته باشیم و ملاحظات خطی ، صنفی و جناحی را کنار بگذاریم ؛ هر دو حادثه از یک جنس اند ، هر دو مبتنی و معطوف به حرمت شکنی اند .
در آنجا حرمت نماز جمعه و امام جمعه و مسجد شکسته شد و در اینجا هم حرمت آرامگاه امام (ره) ، حرمت امام در سالگرد ارتحال امام و همین طور حرمت نوه ایشان هم در پیشگاه روح پر فتوح امام و هم در محضر مقام معظم رهبری ، شکسته شد .
به مراتب حرمت شکنی حادثه 14 خرداد89 جانکاه تر و عمیق تر از حرمت شکنی سال 63 بود . من امیدوار هستم همانطور که در سال 63 تلاش شد تا با حرمت شکنان برخورد شود ، اینجا و در این مورد هم سعی شود با خط دهندگان و حرمت شکنان اصلی حادثه 14 خرداد برخورد شود .چرا که نفس حرمت شکنی مذموم است ، از سوی هر جناحی که می خواهد باشد .

ای کاش آن عده ای که حرمت شکنی کردند صبر می کردند تا نوه امام جناب حجه الاسلام والمسلمین حاج سید حسن خمینی ، مطالب خودش را ایراد کند . چه بسا متناسب با نامگذاری آن روز که دایر برمدار وحدت بود سخن از محوریت اندیشه های سیاسی امام (ره ) و به طور خاص ولایت فقیه با رهبری مقام معظم رهبری به میان می آمد ؛ خوب این فرصت را از ایشان گرفتند!
حتی اگر به تصور شما ایشان می خواست حرف ناصوابی بزند باید به او این اجازه را می دادید ، چون این حرف به اصطلاح ناصواب به عنوان سندی تاریخی و منسوب به ایشان به ثبت می رسید ؛ وانگهی فراموش نکنیم که سخنران فصل الخطاب مقام معظم رهبری بودند که در صورت صلاحدید به اصلاح مواضع سخنرانان قبلی می پرداختند .
ای کاش همه ما یاد بگیریم که با حوادث ناگوار ، برخورد فراجناحی ، عادلانه و منصفانه بکنیم و به این آموزه انبیایی توجه بکنیم که " کار بد را مگیرید حتی از اهل خیر و کار خوب را بگیرید حتی از اهل کفر " ؛ مهم  نفس یک عمل است ))

یک خبر دیگه هم بخونید ، فقط می خوام یک نقل قول داشته باشم از یک بزرگوار که می گفتن : "مقام معظم رهبری ایت ا... مصباح و ایت ا... املی رو مطهری های زمانه میدونن " . خب به هر حال از این هم بگذریم هر دو این بزرگواران مراجع تقلید بوده و مقلدین محترم خودشون رو دارن . و اما خبر :

((به گزارش پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران ،‌حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی عصر شنبه 22 خرداد ماه با محکوم نمودن توهین به یادگار امام فرمودند:شما را به صبر و استقامت توصیه می کنم،من لحظه ای که در تلویزیون آن توهین های جمع اندک را ملاحظه کردم از صمیم قلب برای شما دعا کردم.

معظم له ضمن اشاره به فرازی از صحیفه سجادیه در دعای 38 که حضرت می فرمایند:اللهم انی اعتذرالیک من مظلوم ظلم بحضرتی فلم انصره،خداوندا عذر می خواهم درباره مظلومی که در حضور من مورد ستم واقع شده من او را یاری نکرده باشم.
وی  اضافه کرد:آنچه آن روز واقع شد ظلمی آشکار بود که به امام و بیت امام رواداشته شد.
ایشان در پایان حجت الاسلام و المسلمین آقای حاج سید حسن خمینی را به شرح صدر توصیه نموده و فرمودند:دل خودرا وسیع گردانید،منتظر لطف خداوند باشید و توکل خویش را جز به خداوند متعال متوجه نقطه ای دیگر نگردانید که خداوند متعال بهترین مدد کار است ))

باز هم تامل و حسرت اومد به سراغم ، داره چی میگذره ، چی شده ، اخه ما کجای راهیم در روز عزای بنیانگذار انقلاب اسلامی ایران و تو حرمش جای تسویه حساب های سیاسیه ، جای زد و خورده ، هدف ما از یادبود و گرامیداشت این روز احترام به ساحت صاحب روزه یا نه برای اهداف خودمون دور هم جمع شدیم ، یعنی دیگه وقته دیگه ای نبود و همین یک روز مونده بود تا حساب ها تسویه بشه . بله دوستان گرامی ، میخوام دعوت کنم ، میدونی به چی ؟ به احترام متقابل ، به دوستی ، به صلح و سازش ، می خوام بگم بیاین و 14 خرداد امسال رو طور دیگه ای رقم بزنیم و به یاد همون روز باشیم ، چون اون روز اونقدر بزرگ هست که حرف برا گفتن داشته باشیم ، حرفای دیگمون رو بیایم تو یک فضای دور از هر گونه جدال بزنیم و تعقل داشته باشیم . باید خطاب به مسئولین هم بگم ، بله من به عنوان عضوی از ملت ایران مسئولین ملت رو به رعایت حقوق ملت دعوت می کنم و اون ها رو هم از روی اوردن به صحنه های ساختگی نمایش های سیاسی بر حذر می دونم و بهتره به تعالی ملت ایران و شایسته سالاری و مردم سالاری توجه و عنایت ویژه ای داشته باشن .

چون همین ملت و مردم ایران بودن که یک روز بعد از 14 خرداد را رو بر تقویم تاریخ ایران رقم زدند و سند پر افتخار دیگری رو برای این مرز و بوم خلق کردن  . سند انزجار از استکبار و مستبد . سند مبارزه با ظلم و ستم . وسند اینکه خواست مردم تحقق یافتنی است و سند احترام به ملت .

اری 15 خرداد روز حماسه ساز دیگر که  این روز یادآور حادثه‌ای عظیم است كه بزرگی و استواری ملتی خداجو و حق‌طلب را در برابر رژیمی مستكبر و استبدادی نشان می‌دهد، رژیمی كه مردم را برده می‌طلبید و هر آزاده‌ای را دشمن ایران و عامل بیگانه به حساب می‌آورد و می‌پنداشت كه با اهانت به روح ملت و عاقبت با جداكردن آن از كالبد آن، حركتش را متوقف خواهد كرد . خرداد 42 آغاز مرحله‌ای نو در زندگی مردم ایران بود، ملتی كه سرمایه‌اش ایمان، اراده و آزاده‌خواهی بود؛ ملتی كه سرمشق ملت‌های مسلمان و جهان سوم را در اعمال شیوه مدنی در برابر دیكتاتوری بود. این ملت مظلومانه ولی استوار به مقابله رژیمی برخاست كه راهی جز سركوب نمی‌شناخت.

يوم الله15خرداد بيانگر خاطره رشادت و جانفشاني هاي آزاد مرداني است که جان برسراهداف مقدس و خداگونه خويش نهادند و سرتسليم در برابر طاغوت زمان فرود نياوردند و درس پايداري و عزت را به همه حق خواهان آموختند .

امام خميني (ره) در برابر طاغوتيان ساکت ننشست و با درخطر ديدن اسلام و مباني آن در 15 خرداد سال 42 در مقابل ظالمان قد علم کرد و فرياد رهايي اسلام را از اسارت ظلم و استبداد سرداد و 15 خرداد سرآغاز قيامي شد که به سبب آن بساط استکبار و استبداد در اين سرزمين برچيده شد .

15 خرداد يعني تجلي آرمان هاي اسلامي و برافراشته شدن پرچم عزت و آزادگي .

در 15 خرداد سه عنصر وجود داشت. يكى عنصر مردم بود، يكى عنصر رهبر و امام بود و سومى عنصر انگيزه‌ى مذهبى و روح شهادت‌طلبى و فداكارى براى خدا بود. نطفه‌ى انقلاب ما با اين سه عنصر بسته شد. وقتى مى‌گوئيم مردم بوده‌اند، معناش اينه كه هيچ يك از احزاب و گروه‌ها و دسته‌جات سياسى و سردمداران سياسى و مدعيان مبارزه و مقاومت در اين حركت مردمى كوچكترين نقشى نداشتن. نه اون كسایی كه با انگيزه‌ى ملى‌گرايى حركت مى‌كردن و نه اون كسایی كه با انگيزه‌هاى مادى و ماركسيستى راه مى‌رفتن و نه حتى اون گروه‌هايى كه با انگيزه‌هاى مذهبى و اسلامى تشكلى داشتن. هيچ کدوم در اين خيزش عمومى خونين پرشكوه كمترين تأثيرى نداشتن. و فقط مردم بودن که سرنوشت خود را رقم زدن و با خون خود اینده خود را ساختن .

خاطره‌ى پدران و مادرانى كه فرزندان خود را تقديم انقلاب مى‌كنند و در مقابل اسلام و انقلاب آنها را قربانى مى‌كنند، از ياد نرفته. خاطره‌ى آن مرد آلاسكافروشى كه پسرش را به قربانگاه عشق فرستاده و بعد از شهادت اين پسر، دو هزار تومان پول باقيمانده‌ى از او را براى رد مظالم به شخص مورد اطمينانش مى‌دهد و وقتى از او مى‌پرسن تو خودت كه مستحقى، مى‌توانى اين پول را بردارى ، استنكاف مى‌كنه و وقتى مى‌پرسند غير از آلاسكافروشى شغل ديگرى هم دارى؟ مى‌گويد نه، دكان آلاسكافروشى را هم چون خلاف مقررات باز شده بود، بسته‌اند. گله هم نمى‌كنه. مى‌گويد دولت امروز سرگرم كارهاى بزرگ است. اگر به كار من نرسد، مهم نيست. خاطره‌ى اين انسان بزرگ و ميليون‌ها انسان بزرگ مانند او از حافظه‌ى تاريخ زدوده نشدنى است.

حال به یاد و احترام رهبر ان روزها چه کردیم در این روزها ؟ ایا ان عده که با خود تابلو رهبری و امام خمینی را حمل می کردن و زیر ان ندا سر می دادن و سینه میزدن ، به فکر حفظ حرمت ان روز بودن .

اصلا دلیل اتفاق 14 خرداد 89 چی بود ؟ ا ن ت خ ا ب ا ت ، بله درسته شاه کلیدش حوادث انتخاباته ساله 88 بود ، امان از این خرداد و حوادثش ، که همه چی داره ، بله  تقدیر چنین رقم زده كه انتخابات كه برجسته‌ترین تجلیگاه مردم‌سالاری است برای انتخاب رئیس‌جمهور كه باید مظهر اراده ملی باشه در خرداد صورت بگیره و طبیعی است كه انتخابات برای ملتی كه با ایمان و اراده خود تاریخ‌سازی می‌كنه و انقلابش نشان افتخار "میزان رای ملت" است را به او داده است از اهمیت بیشتری برخورداره و حساسیت نسبت به انتخابات آزاد و فراگیر برای مردمی كه تاریخی استبدادزده دارند افزون‌تره و آنچه ملت می‌خواسته و می‌خواهد انتخاباتی است كه در آن تعیین‌كننده ؛ فقط رای ملت باشد.

در آستانه ماه خرداد و روز 22 خرداد ، حماسه شور و شعور و بصیرت سياسي ملت ايران قرار داريم . حماسه اي که طي آن بيش از 85 درصد از واجدين شرايط به پاي صندوق هاي آرا آمدن . اگر چه حوادث پس از انتخابات شيريني حضور گسترده در انتخابات را به کام مردم تلخ کرد اما هيچ کس نبايد فراموش کنه که 22خرداد حماسه اي غرور آفرينه . در حالي که صاحب نظران سياسي در غرب هر روز شايعه عدم مقبوليت وناکارآمدي سياسي و بحران مشروعيت در ايران را تکرار مي کنند حضور 85 درصدي مردم پاي صندوق هاي راي در آغاز دهه چهارم خط بطلاني بر خزعبلات اون ها کشید .

اما در بازخواني جريانات انتخابات لازمه تا به نکته اي اشاره کنم و اون هم گفتمان حاکم بر رقابت سياسي در دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري بود. گفتمان اصلي در  دهمين انتخابات رياست جمهوري   گفتمان " امام و انقلاب " بود. در واقع احزاب و جريانات سياسي شعار ها و رفتارهاي خويش را بر آرمان هاي " امام و انقلاب "   استوار ساخته بودن.  هر چهار نامزد تابلوي انقلاب اسلامي را بالا برده بودن و زير بيرق آرمان هاي امام راحل سينه مي زدن. اين موضوع از دوجنبه قابل اهميته. از سويي بدين معناست که نخبگان سياسي جامعه به آرمان هاي انقلاب توجه دارن و راه پيشرفت و توسعه را تنها در اسلام ناب محمدي (ص) کنکاش مي کنن . از سوي ديگر بايد دانست احزاب زماني بر يک شعار سياسي تمرکز مي کنن که اين شعار بتونه با کسب آراي مردم آنان را بر کرسي قدرت بنشونه. در واقع در آغازين سالهاي دهه چهارم از انقلاب اسلامي ايران مشخص شد که اصلي ترين نياز ملت ايران تحقق آرمان هاي انقلاب اسلاميه.

حالا با توجه به این که ، به هر حال نمیشه از کنار اتفاقات سال 88 به راحتی گذشت ، ولی باید حوادث تلخ رو فراموش کنیم و از این بزرگ نعمت خدایی یعنی نعمت فراموشی به درستی استفاده کنیم و فقط تجربه اون روزها رو در ذهن داشته باشیم و به فکر 22 خرداد های جلوی رو باشیم و به فکر ساختن و سازش و تعیین مسیر .

دستگاه دولت و حکومت باید با صبر و تحمل و بردباری بیشتری به مسائل نگاه کنه و راه رو برای بیان عقاید و نظرها باز کنه و بتونه به اون ها جواب منطقی بده و ما دانشجویان هم باید بیش از بیش در فضای به دور از هر گونه هیاهو باید فعالیت کنیم و سعی کنیم به هم احترام بذاریم و منطق رو بپذیریم . باید فضایی مهیا بشه تا همه بتونن ازادانه حرفشون رو بزنن و مسئولین هم باید به گفتار ملت گوش فرا بدهند .

بازم فکرم رفت جای دیگه ، یاد اخطار امام به شاه افتادم و و اینکه اگر ایشون شاه رو خطاکار میدونست ولی در ابتدا چقدر سعی بر حفظ دوری از هر گونه برخورد رو داشت . حالا قسمتی از این صحبت ها رو از ایشان داشته باشید :
((آقا! من به شما نصیحت می کنم، ای آقای شاه! ای جناب شاه! من به تو نصیحت می کنم ؛ دست بردار از این کارها. آقا! اغفال دارند می کنند تو را. من میل ندارم که یک روز اگر بخواهند تو بروی، همه شکر کنند. من نمی خواهم تو اینطور باشی؛ نکن. من میل ندارم تواینطور بشوی، نکن! اینقدربا ملت بازی نکن! اینقدر با روحانیت مخالفت نکن.اگر دیکته می دهند دستت و می گویند بخوان، در اطرافش فکر کن؛ چرا بیخود ، بدون فکر، این حرفها را می زنی؟ آیا روحانیت اسلام، آیا روحانیون اسلام، اینها حیوانات نجس هستند؟ در نظر ملت، اینها حیوان نجس هستند که تو می گویی؟ آقا ما حیوان نجس هستیم؟ خدا کند که مرادت از اینکه " مرتجعین سیاه مثل حیوان نجس هستند و ملت باید از آنها احتراز کند"، مرادت علما نباشند و ...))

مراد از اشاره به این مطلب این بودکه مسئولین هم باید با این نگاه برخورد های خودشون رو انجام بدهند ، حالا اون برخورد در مورد شاه بود ، پس حالا باید فکر کنید در مورد این مردم که صاحبان این نظام و کشور هستن باید چه قدر صبر پیشه کرد و با تحمل برخورد کرد .

اگر انتخاب مردم و جهاد مردم و انفاق مردم و كمك مردم و اغماض مردم و حمايت مردم و حضور مردم در همه‌ى صحنه‌ها نمى‌بود، نظام در مقابل دشمن اين قدر احساس قدرت نمى‌كرد. امروز در مقابل قوى‌ترين قدرت‌هاى عالم، يعنى در مقابل امريكا، احساس قدرت مى‌كنيم. علت اين احساس قدرت اينه كه مردم هستن. يعنى يك نيروى لايزال و تمام نشدنى. اگر مردم بی تفاوت بودن، اگر به جنگ و صلح و انفاق و آباد كردن و عمران و سازندگى بى‌اعتنا بودن، قطعاً هيچكس از مسئولین نمى‌تونست ادعا كنه كه در مقابل اين تهاجم عظيم همه‌جانبه‌اى كه امروز از طرف قدرت‌هاى بزرگ به ما مى‌شه، نظام تحمل میداشت؛ پس حضور ملت ایرانه که ایران و نظامی سرفراز رو رقم میزنه.

خداى متعال به رسول اكرم مى‌فرمايد: «هو الذى ايّدك بنصره و بالمؤمنين» خداوند تو را با پيروزى خودش، با يارى خودش و با مؤمنان كمك كرد. يعنى پيروزى الهى و نصرت الهى در كنار مؤمنان. مؤمنان اين‌ قدر بها داده مى‌شوند در قرآن. «يا ايّها النّبى حسبك اللَّه و من اتّبعك من المؤمنين» خدا و مؤمنان تو را بس.

اميرالمؤمنين در نهج‌البلاغه مى‌فرمايد: «پيغمبران در مقابل مؤمنين خاضع بودند، در حالى كه آن مؤمنين از اقوام مستضعف بودند»؛ مستكبرين و متمكنين نبودند. با همين عامه‌ى مردم و قشرهاى وسيع مردم كه اكثريت افراد يك جامعه را تشكيل مى‌دهند، انبياء سر و كار داشتند. پيغمبر ما هم سر و كار داشت .

و باز یاد یک مطلب که داشتم تو یک مقاله می خوندم از رهبری افتادم که البته تاریخش رو یادم رفته ( اگر تاریخ برا دوستان مهم بود ، بگن که بعدا ذکر کنیم ) :

((و من دو نكته را اين‌جا بگويم كه در حقيقت نتيجه‌گيرى از اين تحليل و نگاه به قيام و انقلاب ماست. نكته‌ى اول اين است كه مسئولان دولتى بايد بدانند، كه البته بحمداللَّه مى‌دانند، كه مشروعيت آنها از مردم است. فلسفه‌ى وجود آنها مردم‌اند. تمام همت خودشان را بايد به كار ببرند براى آسايش مردم و مردم يعنى اكثريت مردم. آنهايى كه احتياج به مراقبت و حمايت دارند. يعنى محرومان، ستمديدگان، از پا افتادگان، محتاجان، اين‌ها.

بنابراين اين خط اصلى دولت است. در درجات بالاى دولت اين يك واقعيت است، همان‌طور كه قبلاً اشاره شد، اما در مسئولان دولتى در سراسر كشور، اگر چه باز هم فرهنگ غالب همين است، لكن گاهى تخلف‌هايى ديده مى‌شود.))

و یاد این نوشته در یک مقاله ای که داشتم می خواندم افتادم  ، شما هم توجه کنید :

نماز جمعه تهران به امامت ایت ا... العضمی خامنه ای 14/3/1361

((و من اين‌جا به عنوان يك برادر مسلمان و نيز به عنوان يك مسئول در جمهورى اسلامى به كليه‌ى مسئولان ادارات و سازمان‌هاى دولتى و همه‌ى كسانى كه از طريق اقتدار دولتى با مردم به نحوى سر و كار دارند، هشدار مى‌دهم. نبادا مردم را از خودشان برنجانند. نبادا از مراجعه‌ى مردم خسته بشوند. نبادا كار خودشان را بر كار مردم مقدم بدارند. ممكن است مراجعه كننده‌اى كه مراجعه مى‌كند به يك اداره‌اى، در آن حرفى كه مى‌زند، ذى‌حق نباشد. ممكن است تندى كند. ممكن است زيادتر از حقش بخواهد. هيچ كدام از اين‌ها نبايد موجب آن بشود كه مسئول، مراجع مردمى را از خودش برنجاند. زيرا اصل مردم‌اند. آن‌ كه نمى‌داند، آن‌ كه بيش از حق مى‌خواهد، بايد او را متوجه و متنبه كرد.))

خب حالا باید مسئولین نظام بیشتر توجه کنند ، (واقعا چه قدر من تو این مطلب امر به معروف کردم) . ایا واقعا الان همینطوریه . ادارات ما برا همه مراجعین به یک نحو عمل میکنن . بانک های ما برا دادن تسهیلات به همه مراجعین به یک حد ارادت دارن و تسهیلات به طور مساوی تقسیم میشه ، راستی خبرهای این چند وقت اخیر بعضی اوقات در مورد مفسدان اقتصادی می چرخه ، چند تا از این دریافت کنندگان وام های کلان از افراد مستضعف و یا متوسط جامعه هستن ، چند تا شون به سفارش افراد رنگارنگ موفق شدن به این وام ها دسترسی پیدا کنن ، مگه نه اینکه برا یه وام ساده ازدواج که یه جوون می خواد بگیره و یا یک وام خود اشتغالی باید هفت خان رو رد کنه ، حالا چه جوری بدونه بعضی محکم کاری ها این وام های نا چیزه چند میلیارد تومنی واگذار میشه ( فکر نکنید من وام میخواستم بهم ندادن )، اره جونم صاحبان اصلی مملکت که مدعی هستیم پابرهنگان نظام هستن چند تا از این وام ها رو گرفتن ، اصلا ما هم باز گیر دادیم ، اونا که به این وام ها نیاز ندارن ، می خوان چی کار ؟ راستی مسئولین دولتی برای داشتن عنایتی به حرف رهبری یه سری به همین پایین شهر مشهد خودمون بندازن ، تا ببینن پابرهنگان نظام در چه معیشتی هستن!!! و عجب مساواتی بین اون ها و ... برقراره ، نمی دونم اخرش معلوم شد ( تا الان که دارم تایپ می کنم معلوم نشده ) اون نفراتی که با اون حال وخیمشون کنار خیابون گذاشته شده بودن ، علتش چی بوده ؟ بله و باز هم بله هنوز در راه رسیدن واقعی به شعار مردم سالاری فاصلست دوستان من ، پس بیاین به جای درگیر کردن خودمون به چالش های سیاسی به برطرف کردن این مشکلات بپردازیم . که یک راهکارش به فرموده ی حجة الاسلام و المسلمین سید محمد خاتمی  ایجاد فضای امن و آزاد ، طبق موازین قانون اساسی است ، كه مظهر آن آزادی تشكل‌ها و اجتماعات و مطبوعات و تبدیل فضای امنیتی به فضای قانونی و با نشاط سیاسی سالم می‌باشد .

اینك همه اون روزها رو پشت سر گذاشتیم ولی آینده پیش روی ماست و نباید بگذاریم آن وقایع مهم به صورت خاطره‌های مبهم در ذهنمون باقی بمونه بلكه بایداز اون ها به عنوان پشتوانه حركت به جلو برای پاسداری از آرمان‌های انقلاب و تامین خواست‌های تاریخی ملت مدد بگیریم و همه ما موظفیم با رعایت موازین قانونی با شیوه‌ای مدنی و به دور از هرگونه خشونت این یادها و خاطره‌ها را زنده‌نگه داریم.

 راه درست راهیه كه به استقرار همه‌جانبه مردم‌سالاری و تحقق خواست تاریخی ملت كه از جمله در انقلاب شكوهمند اسلامی تجلی داشته و حاصل آن "جمهوری اسلامی" بوده است منتهی بشه.
وراه درست، پرهیز از خشونت از سوی هر كس به خصوص از سوی حكومته ، كه این راه با موازین مردم‌سالاری و با وعده‌های انقلاب و با خواست و هویت تاریخی ملت ناسازگاره ؛ راه درست پافشاری بر اهتمام بر قانون اساسی به عنوان یك كل جامع و نیز سند انسجام ملی و ضامن نظم استواری ، كه در كنار هر حق و اختیار مسئولیت و پاسخگوئی وجود داره ،كه اگر مورد كم توجهی قرار بگیره انقلاب از مسیر خود خارج خواهد شد .

حكومت مردمى؛ يعنى مسئولان حكومت در شيوه و روش و منش با مردم يك‌سان‌اند. و این سفارشات همه همون ارمان صحو که دوستان و منتقدان رو به اون دعوت میکنه و ارزوی عملی کردن اون رو در سر داره . به هر حال با لطف و عنایت دوستان و منتقدان و همچنین دوستان عزیزی که هر لحظه به ما عنایت داشتن و ما رو مورد ازمایش قرار میدادن ما سال تحصیلی 89- 90 رو به پایان رسوندیم و صحو یک ساله شد ( عجب حالیه من یک ساله شدم  ) و به امید موفقیت برای تمامی این عزیزان در امتحانات پایان ترم ارزوی سعادت و سلامت رو برای همه ی این دوستان ویاران دارم .

 

خدایا ، چنان کن سر انجام کار                     تو خشنود باشی و ما رستگار