حرامترین حلال
|
| |
|
پول، آگاهی و کمی هم خودخواهی! کارشناسان گوناگون به فراخور حوزه تخصصی خود، ریشه ها وعوامل گوناگونی را برای رشد نرخ طلاق طی سالیان اخیر در کشوری همچون ایران مطرح کرده اند. برخی بر این باورند که چنین مسأله ای، بیش از هر چیز دیگری به افزایش زمینه های حضور بانوان در عرصه های اقتصادی مربوط می شود؛ چنانکه خودکفایی مالی آنها در بسیاری از اوقات، به فراهم تر شدن زمینه جدایی شان از همسران خود انجامیده است. بد نیست بدانید مطابق آمار پردازش شده از سرشماری کشوری سال 85 ، 83 درصد زنانی که مبادرت به طلاق کرده اند «شاغل» بوده اند که این موضوع می تواند به نوبه خود بر ادعای این گروه از کارشناسان صحه بگذارد. در واقع مؤلفه درآمدزا بودن بانوان، در برخی مواقع باعث شده یکی از مهم ترین وابستگی های آنها به مردان از میان برود و حرکت آنها به سمت درخواست یا پذیرش جدایی، سریع تر شود. گروهی دیگر از کارشناسان اما، عواملی همچون فاصله طبقاتی زوجین، عدم تفاهم، دخالت اطرافیان، مشکلات مالی خانواده و بویژه اعتیاد را از مهم ترین دلایل طلاق و رشد نرخ آن قلمداد می کنند. در این میان، نکته مهمی نیز مدنظر جامعه شناسان است که به هیچ وجه نباید نادیده گرفته شود. این دسته از پژوهشگران عقیده دارند از میان رفتن قبح طلاق طی یکی، دو دهه اخیر تأثیر بسیار زیادی بر افزایش نرخ این پدیده داشته است. | |
· تهران، كردستان، كرمانشاه، خراسان رضوي به ترتيب با 8/20، 72/14، 69/14 و 5/13 درصد جزو استانهايي هستند كه بالاترين آمار طلاق و ايلام با 82/3 درصد، سيستان و بلوچستان با 87/3 درصد، چهار محال و بختياري با 1/4 درصد و استان يزد با 9/4 درصد كمترين درصد طلاق در سال گذشته را به خود اختصاص دادهاند.
· آمارها نشان دهنده آن است كه زشتي كلمه طلاق در ايران به تدريج از بين مي رود
· 5/15 درصد درخواستهاي طلاق در دوران عقد بوده است
· مدت زمان ازدواج 5/40 درصد زوجين كمتر سه سال و همچنين 5/15 درصد درخواستهاي طلاق نيز در دوران عقد ارائه شده، بنابراين ميتوان گفت در مجموع 56 درصد درخواستهاي طلاق در كمتر از سه سال ابتداي زندگي كه اين آمار نشان از فقدان بلوغ آگاهي زوجين در زمان ازدواج دارد، لذا اين امر لزوم آگاهسازي جوانان و ارائه مشاورههاي قبل از ازدواج را ضروري ميكند.
· 32 درصد زوجين بدون فرزند و 67 درصد داراي فرزند بوده كه 35 درصد آنها يك فرزند داشتند.
· رضايت خانوادهها در زمان ازدواج زوج را 87 درصد و در ميان خانوادههاي زوجه 91 درصد خواند و 13 درصد از خانوادههاي زوج و 9 درصد از خانوادههاي زوجه مخالف ازدوج زوجين بودند.
· 12 درصد از زوجها و 10 درصد از زوجهها داراي سابقه قبلي طلاق بودند
· 23 درصد زوجها و 5/1 درصد زوجهها داراي سابقه جرم بودند
· اعتياد در ميان 23 درصد از زوجها و يك درصد از زوجهها جزو سوابق اعتيادي بود
· 41 درصد از زوجها شغل آزاد، 17 درصد كارمند، 16 درصد بيكار و 15 درصد كارگر ساده بودند، بنابراين اكثر مراجعهكنندگان درآمد مكفي و شغل ثابتي نداشتند.
· نسبت تحصيلات و سواد ميان زوجهها: هشت درصد بيسواد، دو درصد نهضتي، 30 درصد ديپلم، 26 درصد راهنمايي و 18 درصد داراي تحصيلات ابتدايي بودند و اين يعني 84 درصد از زوجهها نيز داراي تحصيلات ديپلم و زيرديپلم بودند.
· 70 درصد زوجهاي مراجعه كننده به مراكز مداخله در بحران از نظر رواني سالم و مابقي بيمار بودند كه اختلالات رواني 33 درصد وابستگي به موادمخدر، 15 درصد خلقي، 10 درصد اضطرابي و 9 درصد شخصيتي و غيره بوده است، همچنين 86 درصد از زوجهها نيز اختلالات رواني نداشتند و مابقي (14 درصد) داراي اختلالاتي چون اضطراب با 46 درصد، خلقي با 32 درصد و شخصيتي با 9 درصد بودهاند.
· مشكلات جنسي عامل 10 درصد اختلافات بين زوجين
· 50 درصد ازدواجهای دانشجویی منجر به طلاق می شود و بیش از 90 درصد ازدواجهای عاشقانه هم به طلاق ختم میشود